روانشناس:
سلبریتی ها ابزار شرطی سازی ذهن در جنگ شناختی هستند
به گزارش اپتیک، عضو هیأت علمی گروه روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت: هدف اصلی جنگ روانی، اینست که دشمنان با بهره گیری از ابزارهای روان شناختی و رسانه ای، افکار و رفتار مردم را تغییر دهند.
خبرگزاری مهر - گروه سلامت:
یکی از اهداف اصلی دشمنان کشور در دهه های گذشته، کوشش برای تحت فشار قرار دادن ملت ایران و کاهش قدرت مقاومت آنها بوده است. این تلاش ها از راه ابزارهای مختلفی انجام شده است که بتدریج از جنگ های سخت به جنگ های نرم و روانی تغییر یافته اند. در این راستا، دشمنان کشور از جنگ سخت و نظامی، که در 8 سال نخست بعد از انقلاب شاهد آن بودیم، نتوانستند به نتیجه مطلوبی دست یابند. بعد از آن، به تحریمها و جنگ اقتصادی روی آوردند که در این بخش هم موفقیتی به دست نیامد. در ادامه، جنگ نرم و فرهنگی جایگزین این رویکردها شد و بخصوص جنگ روانی و شناختی به عنوان ابزاری برای تاثیرگذاری بر افکار عمومی و ایجاد تفرقه در جامعه ایران به کار گرفته شد. در این راستا خبرنگار مهر با محمدعلی اسلامی عضو هیأت علمی گروه روانشناسی تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی گفتگویی داشته است.
هدف اصلی ایجاد جنگ روانی چیست؟
اسلامی: هدف اصلی جنگ روانی و شناختی، اینست که دشمنان با استفاده از ابزارهای روان شناختی و رسانه ای، افکار و رفتار مردم را تغییر دهند و آنها را از پیوندهای ملی، تمدنی و اعتقادی خود دور کنند. در این نوع جنگ، دشمنان تلاش دارند که مردم ایران را بگونه ای تحت تأثیر قرار دهند که نگاهشان به کشور و جامعه تغییر کرده و از داخل کشور خود احساس بیگانگی کنند. این تغییرات اغلب از راه رسانه ها و انتشار اطلاعات گمراه کننده صورت می گیرد. هدف آنست که با استفاده از روشهای فنی روان شناختی، اضطراب، پریشانی، خستگی و ناامیدی در مردم ایجاد کنند. در صورتیکه این احساسات منفی بطور مداوم در افراد باقی بماند، می تواند منجر به بحران های روان شناختی و اضطراب های شدید شود.
اثر منفی اخبار بر روان مردم چیست؟
اسلامی: یکی از مهم ترین ابزارهای این جنگ، انتشار اخبار و اطلاعات نادرست است. رسانه های خارجی بخصوص در مواقع بحران ها، با عرضه کرده های غیرمعتبر و ایجاد هیجانات منفی، تلاش در افزایش احساسات منفی در بین مردم دارند. بنابراین، این امر می تواند منجر به ایجاد ناامیدی، خشم، اضطراب و در نهایت بحران های روانی شود.
ضرورت تقویت سواد رسانه ای برای رویارویی با جنگ شناختی چقدر است؟
اسلامی: یکی از شیوه های مؤثر برای رویارویی با این نوع جنگ، پیشرفت سواد رسانه ای در جامعه است. مردم و مسئولان کشور باید با دقت و هوشیاری هر نوع اطلاعاتی را مورد بررسی و تحلیل قرار دهند. در صورتیکه افراد توانایی تحلیل اطلاعات و شناخت منابع معتبر را داشته باشند، می توانند از تاثیرات منفی اخبار و اطلاعات نادرست جلوگیری نمایند. در این راستا، آموزش سواد رسانه ای برای آگاهی از چگونگی مواجهه با اطلاعات و شایعات در فضای دیجیتال و رسانه ها به یک لزوم تبدیل گشته است. این مورد نه فقط جهت افراد عادی، بلکه برای مسئولان هم اهمیت ویژه ای دارد تا در برخورد با بحران ها و جنگ های روانی، جامعه به سوی آرامش و استقامت جلو برود. در شرایط فعلی، یکی از مهم ترین مسایل برای رویارویی با جنگ روانی و شناختی دشمنان، توجه به منابع اطلاعاتی است که از آنها دریافت می نماییم. بخصوص در دوران جنگ نرم، جایی که اطلاعات و اخبار به سادگی می توانند بر ذهنیت و رفتار مردم تاثیر بگذارند، شناخت منبع اطلاعاتی و بررسی صحت آن اهمیت ویژه ای پیدا می کند. اگر من اطلاعاتی را از فردی دریافت می کنم که به او اعتماد دارم، طبیعی است که بررسی و تحلیل دقیق تری از آن صورت می گیرد. اما زمانیکه این اطلاعات از منابعی به دست می آید که اعتماد به آنها وجود ندارد، لزوم پژوهش و ارزیابی این داده ها بیشتر می شود. بخصوص اگر این اطلاعات از طرف رسانه هایی منتشر شود که متعلق به دشمنان کشور هستند. رسانه هایی که در طول تاریخ بارها ضد ایران توطئه کرده اند و در شرایط مختلف بخصوص در دهه های اخیر، با استفاده از اطلاعات نادرست و اغراق شده، قصد داشته اند تا بر ذهن مردم ایران تاثیر بگذارند و افکار عمومی را به نفع خود تغییر دهند.
نقش رسانه های خارجی در بوجود آوردن این اخبار چیست؟
اسلامی: از تاریخ کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و برکناری دولت مصدق تا امروز، کشورهای خارجی دشمنی های مختلفی ضد ایران انجام داده اند. در طول ۱۰۰ سال گذشته، خیلی از این کشورها نه فقط هیچگاه اقدام مثبتی برای ایران نداشتند، بلکه در خیلی از موارد، توطئه هایی برای ضربه زدن به منافع ملی کشور ما سازماندهی کرده اند. رسانه های این کشورها، که بطور مستقیم یا غیرمستقیم در ایجاد و تقویت گروههای تروریستی نظیر داعش، طالبان، و دیگر گروهک های افراطی نقش داشته اند، به سادگی می توانند در راه جنگ روانی ضد ملت ایران گام بردارند. بنابراین، لازم است که همگان، بخصوص رسانه ها و مخاطبان عمومی، در هنگام دریافت اطلاعات از منابع خارجی و دشمنان، دقت بیشتری داشته باشند و به بررسی تاریخچه و سوابق این منابع بپردازند. در چنین شرایطی، تقویت سواد رسانه ای نه فقط جهت عموم مردم، بلکه برای مسئولان هم یک لزوم است. سواد رسانه ای به ما این امکان را می دهد که منابع اطلاعاتی را به خوبی ارزیابی کرده و از دستکاری های اطلاعاتی دشمن جلوگیری نماییم. همچنین، با تحلیل و پژوهش دقیق، می توانیم بر مبنای منابع معتبر و مستند به تصمیم گیری های درست نائل شویم و از ورود به دام های اطلاعاتی دشمنان جلوگیری نماییم.
چرا همیشه احساس کمبود در بین مردم وجود دارد؟
اسلامی: این خصوصیت فطری انسان ها، که به شکلی می توان آنرا “بی نهایت طلبی” نامید، به این معناست که همواره انسان ها در جست وجوی بهبود و تکامل هستند. اگر نگاهی بر زندگی مردم در دهه های گذشته بیاندازیم، می بینیم که خیلی از آرزوها و اهداف آنها هم اکنون تحقق یافته است. به عنوان نمونه، خیلی از افراد ممکنست حالا خانه ای خریده باشند، شغلی ثابت دارند و به وضعیت مالی خوبی رسیده اند. اما حتی با رسیدن به این اهداف، احساس نارضایتی هنوز در بین خیلی از مردم وجود دارد. این پدیده، که در ظاهر ممکنست نامطلوب به نظر برسد، ریشه در طبیعت انسان دارد. چونکه انسان ها همواره در جست وجوی تعالی و پیشرفت هستند. بطور مثال، خیلی از مردم در کشورهای پیشرفته و مرفه هم بطور مشابه، احساس رضایت و آرامش ندارند. روان شناس معروف، ویلیام گلاسر، در تحقیقات خود به این مورد اشاره نموده است که حتی افرادی که از جنگ، فقر، بیکاری، و مشکلات بزرگ زندگی دور هستند، اغلب احساس بدبختی و نارضایتی دارند. در صورتیکه این افراد هیچ نوع مشکلی به لحاظ مادی نداشته باشند، چرا باید احساس ناراحتی کنند؟ این حقیقت نشان داده است که احساس نارضایتی در انسان ها بطور فطری وجود دارد و نمی توان آنرا صرفا یک پدیده منفی تلقی نمود.
آیا نارضایتی میتواند موتور پیشرفت در جامعه باشد؟
اسلامی: در حالی که احساس نارضایتی ممکنست در نگاه اول به عنوان یک احساس منفی درنظر گرفته شود، حقیقت اینست که این احساس می تواند عامل مهمی برای پیشرفت و حرکت به سوی اهداف بالاتر باشد. به عنوان مثال، اگر مردم در دهه های گذشته از وضع موجود خود راضی می ماندند و هیچگاه به دنبال پیشرفت نبودند، اساسا شاهد تحولات عظیم در زمینه های مختلف همچون بهداشت، رفاه، حمل و نقل، و آموزش نبوده ایم. به همین ترتیب، اگر یک کودک در مقطع ابتدایی خود راضی بماند و به پیشرفت در مقاطع بالاتر فکر نکند، هیچگاه به رشد علمی و تحصیلی خود ادامه نخواهد داد. بنابراین، نارضایتی به عنوان یک محرک برای دست یابی به اهداف بزرگتر و بهبود شرایط زندگی انسان ها می تواند نقشی اساسی ایفا کند. نارضایتی یکی از خصوصیت های ذاتی انسان است که در همه افراد وجود دارد و براستی، به شکلی جزء لازمه های پیشرفت و کمال انسان است. این احساس بطور طبیعی انسان ها را به طرف ارتقاء، بهبود و رسیدن به اهداف بلندتر هدایت می کند. اما آن چه که دراین میان مهم می باشد، نحوه ی استفاده و سوء استفاده از این احساس است. دشمنان کشور بخصوص از راه رسانه های مختلف، تلاش می کنند این نارضایتی را بشکلی که منجر به بحران و ناامیدی شود، مدیریت کنند. دشمنان در تلاش اند با برجسته سازی نقاط ضعف و صدمه ها، مردم را از دستیافته های گذشته شان غافل کنند و فقط به مشکلات و نارضایتی های موجود توجه دهند. در این راستا، احساسات و نارضایتی مردم بجای این که به یک عامل پیشرفت و حرکت به جلو تبدیل گردد، به اعتراضات، اغتشاشات و در نهایت ناامیدی تبدیل می شود. این اتفاق دقیقاً همان چیزی است که دشمنان به دنبال آن هستند. برای تحقق این هدف، دشمنان از روشهای فنی مختلف روانشناختی بهره می برند که یکی از مهم ترین این تکنیک ها، “شرطی سازی” است. این تکنیک به این معناست که افراد از راه تجربیات مثبت گذشته شان با یک شخصیت یا فرد شناخته شده (مثل یک سلبریتی، ورزشکار یا بازیگر) بگونه ای تحت تأثیر قرار می گیرند که دیگر به درستی یا غلطی اظهارات آن فرد فکر نمی کنند.
چرا نظرات سلبریتی ها روی جامعه اثر می گذارد؟
اسلامی: بسیاری از افراد، بخصوص نسل جوان، از گذشته خاطرات مثبت زیادی از یک شخصیت عمومی دارند. این شخصیت ها ممکنست سلبریتی هایی مانند بازیگران، ورزشکاران یا حتی کمدین ها باشند. این خاطرات مثبت در ذهن افراد ثبت می شود و وقتی این افراد وارد عرصه ای می شوند که هیچ نوع تخصص یا شناختی از آن ندارند (مثلاً مسایل سیاسی، اجتماعی یا فرهنگی)، به سبب تاثیرات هیجانی که در ذهن مخاطب به وجود آورده اند، صحبت هایشان بدون سوال یا تحلیل پذیرفته می شود. به عنوان نمونه، شما ممکنست مشاهده کنید که یک بازیگر یا ورزشکار که تخصصی در حوزه ای مانند اقتصاد، سیاست یا بهداشت ندارد، در تبلیغات یک محصول خاص شرکت می کند یا موضع گیری سیاسی می کند. سؤال اینجاست که چرا خیلی از افراد بدون هیچ نوع تفکر منطقی به این نوع مواضع توجه می کنند؟ جواب اینست که به سبب تکنیک شرطی سازی، مردم بطور ناخودآگاه از آن شخصیت به عنوان مرجع معتبر یاد می کنند، فقط به سبب تجربه های مثبت گذشته شان. بنابراین، این احساسات مثبت نسبت به آن فرد، سبب می شود که دیگر به تخصص آن فرد در مسایل مختلف فکر نکنند و صرفا تحت تأثیر هیجانات قرار بگیرند.
بازنگری در سیاستهای رسانه ای چه ضرورتی دارد؟
اسلامی: رسانه ملی در شرایط کنونی باید بخصوص در زمینه هایی که احساس ناامنی در جامعه به اوج می رسد، نقشی مسئولانه و هوشمندانه ایفا کند. به طور دقیقتر، در مواقع بحرانی که ممکنست دشمنان کشور از احساس نارضایتی مردم سو استفاده کنند، رسانه ها باید تلاش کنند که فضای عمومی را به سوی افزایش آگاهی، وحدت و آرامش هدایت کنند و از انتشار پیام های هیجانی و منفی اجتناب کنند. در این راستا، تکنیک هایی که در رسانه های دشمن به کار گرفته می شود، باید درک و تحلیل شوند تا بتوان از آنها جلوگیری کرد و استراتژی رسانه ای ملی را در راه درست قرار داد. مهم ترین مشکلی که در رسانه های داخلی در هنگام بحران ها و نارضایتی های عمومی مشاهده می شود، اینست که بعضی از رسانه ها و برنامه ها بجای تمرکز بر تحلیل منطقی و عرضه راهکارهای موثر، بیشتر روی جنبه های منفی، ضعف ها و صدمه ها تمرکز می کنند. این نوع روایت، بخصوص در برخورد با بحران های امنیتی یا اجتماعی، می تواند باعث تشدید احساس ناامنی و سردرگمی در جامعه شود. به طور دقیقتر، هنگامی که رسانه ها بیش از اندازه بر روی تخریب ها، جنایت ها و قساوت های دشمنان یا گروههای معارض تمرکز می کنند، ممکنست این تصاویری که نشان داده می شود، سبب ایجاد دلهره و اضطراب در بین مردم شود. این وضعیت بخصوص در شرایطی که کشور با تهدیدات خارجی و داخلی رو به رو است، خطرناکست و ممکنست به نارضایتی عمومی دامن بزند.
تکنیک شرطی سازی چه تاثیری بر رسانه ها می گذارد؟
اسلامی: یکی از روشهای فنی روانشناختی که دشمنان در جنگ شناختی خود از آن استفاده می نمایند، “شرطی سازی” است. در این تکنیک، رسانه ها با استفاده از شخصیت های شناخته شده (سلبریتی ها، ورزشکاران، بازیگران) در چارچوب پیام های تبلیغاتی یا موضع گیری های سیاسی، تلاش می کنند احساسات مردم را تحت تأثیر قرار دهند و آنها را از تحلیل منطقی بازدارند. این شخصیت ها که به طور معمول در حوزه تخصص خود شناخته شده اند، از آن جا که احساسات مثبت زیادی در ذهن مردم به وجود آورده اند، می توانند نقش موثری در انتشار پیام های خاص ایفا کنند، حتی اگر آن پیام ها از نظر منطقی و حرفه ای بی اساس باشند. در این بین، رسانه های ملی هم باید از ورود این نوع پیام های هیجانی به فضای عمومی جلوگیری نمایند. بخصوص هنگامی که یک پیام یا تبلیغ به شکل غیر مستقیم مردم را به سوی اقدامات هیجانی و تصمیمات غیرعقلانی سوق می دهد. در چنین شرایطی، رسانه باید تلاش کند که عقلانیت و تفکر منطقی در جامعه تقویت شود. یکی از مهم ترین نکات در بحران ها و شرایط خاص، روایت قدرت و اقتدار است. رسانه ملی باید نه فقط به نمایش نقاط ضعف و مشکلات توجه کند، بلکه باید در کنار آن، دستاوردها و موفقیتهای نیروهای امنیتی و انتظامی را هم برجسته کند. به عنوان نمونه، در زمان بحران های اخیر، لازم بود که رسانه ها بخصوص بر روی موفقیتهای نیروی انتظامی و امنیتی در مهار اغتشاشات و شناسایی گروههای تروریستی تمرکز کنند. در صورتیکه تمرکز بر روی مظلومیت و ضعف ها باشد، این می تواند در ذهن مردم ایجاد شک و تردید نسبت به قابلیت نیروهای نظامی و امنیتی بوجود آورد. روایت قدرت به مفهوم تأکید بر توانایی و کارایی نیروهای امنیتی، پلیس و نیروهای نظامی در برقراری امنیت و رویارویی با تهدیدات است. این روایت باید از راه عرضه تصاویر و گزارش های دقیق از عملیات های موفق، اقدامات سریع در مهار بحران ها و پیش گیری از گسترش آنها، در اختیار مردم قرار گیرد. به عنوان مثال، گزارش های دقیق از زمان و مکان هایی که نیروهای امنیتی توانسته اند به سرعت واکنش نشان دهند و تهدیدات را در نطفه خفه کنند، می تواند باعث افزایش اعتماد عمومی به نیروهای امنیتی و کاهش احساس ناامنی در جامعه شود.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۲ بعلاوه ۱