وقتی بیكاری به شرم اجتماعی تبدیل می شود
پژوهشی درباره ی تجربه بیکاری از زاویه ای اجتماعی
اپتیک: پژوهشگران در پژوهشی جدید به بررسی تجربه بیکاری از زاویه ای اجتماعی پرداخته اند و نشان داده اند که از دست دادن شغل فقط یک مسئله اقتصادی نیست، بلکه می تواند دستاوردهای عمیق هویتی، خانوادگی و روانی برای افراد به همراه داشته باشد.
به گزارش اپتیک به نقل از ایسنا، بیکارشدن و از دست دادن شغل در دنیای امروز به پدیده ای فراگیر تبدیل گشته است. تحولات اقتصادی و اجتماعی، تغییرات سریع فناوری و ناپایداری بازار کار سبب شده اند امنیت شغلی برای خیلی از افراد کاهش پیدا کند. برعکس گذشته که شغل های دائمی و طولانی مدت رایج تر بود، امروز افراد ممکنست چندین بار در طول زندگی خود تجربه اشتغال و بیکاری را پشت سر بگذارند. این وضعیت در کشورهای مختلف به صورت های متفاوتی بروز می کند؛ در تعدادی جوامع نتیجه انعطاف پذیری بازار کار است و در تعدادی دیگر، پیامد بحران های اقتصادی و توسعه نامتوازن. در چنین شرایطی، بیکاری دیگر یک اتفاق استثنایی نیست، بلکه تجربه ای است که بخش قابل توجهی از جامعه با آن مواجه می شود.
اهمیت پرداختن به بیکاری تنها به دستاوردهای اقتصادی آن محدود نمی گردد. مطالعات پیشین نشان داده اند که بیکاری می تواند سلامت روان افراد را تضعیف کند، روابط خانوادگی را گرفتار تنش سازد و حتی زمینه ساز بروز صدمه های اجتماعی مانند جرم و اعتیاد شود. در عین حال، نحوه تجربه بیکاری و واکنش جامعه به فرد بیکار، نقش تعیین کننده ای در شدت یا کاهش این پیامدها دارد. احساس حمایت یا طردشدگی، قضاوت اطرافیان و برچسب هایی که به افراد زده می شود، می تواند تجربه بیکاری را به یک بحران عمیق هویتی و اجتماعی تبدیل کند. از ین جهت، بررسی بیکاری به عنوان یک تجربه زیسته و اجتماعی، ضرورتی است که می تواند به درک بهتر ابعاد پنهان این پدیده کمک نماید.
حسین افراسیابی، استاد گروه جامعه شناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه یزد، به همراه دو نفر از همکاران دانشگاهی خود و با همکاری دانشگاه گیلان، در این راستا پژوهشی را درباره ی تجربه بیکاری کارگران انجام داده اند. این تحقیق با محوریت ابعاد اجتماعی و ذهنی بیکارشدن، به بررسی این مورد پرداخته که چطور از دست دادن شغل می تواند به ایجاد نوعی احساس شکست و شرمساری در افراد منجر شود. محققان در این مطالعه، تلاش نموده اند تجربه حقیقی کارگران بیکارشده را روایت و تحلیل کنند و نشان دهند که بیکاری چطور در زندگی روزمره آنها معنا پیدا می کند.
محققان برای درک عمیق تر موضوع، از روش نظریه زمینه ای بهره برده اند؛ روشی که بجای آزمون فرضیه های از پیش تعیین شده، اجازه می دهد مفاهیم و نتایج از دل داده ها و روایتهای افراد شکل بگیرد. داده های پژوهش بوسیله مصاحبه با ۳۷ کارگر بیکارشده جمع آوری شده است. محققان در میدان پژوهش نقش های مختلفی داشته اند؛ از کارگر گرفته تا محقق و حتی کارمند یکی از نهادهای حمایتی، تا بتوانند تجربه بیکاری را از زوایای مختلف مشاهده و تحلیل کنند.
یافته های پژوهش نشان می دهند تجربه بیکاری ابعاد گوناگونی دارد که همگی در نهایت در قالب مفهومی با عنوان «شرم اجتماعی بیکاری» جمع بندی می شوند. کارگران بیکارشده از احساس ننگ اجتماعی، طردشدگی، بحران هویت و احساس شکست شخصی سخن گفته اند. این افراد بیکاری را صرفا نداشتن شغل نمی دانند، بلکه آنرا نشانه ای از ناتوانی در موفقیت و کامیابی تلقی می کنند؛ احساسی که بطور مستقیم بر روابط اجتماعی و خانوادگی آنها تاثیر می گذارد.
محققان تاکید می کنند که شرم اجتماعی بیکاری می تواند زمینه ساز بروز مشکلات روانی و تنش های خانوادگی شود. احساس قضاوت شدن از طرف دیگران، سرزنش اطرافیان و کاهش منزلت اجتماعی، فشار روانی شدیدی را بر افراد بیکارشده تحمیل می کند. این وضعیت خصوصاً برای مردان شدیدتر گزارش شده است؛ چونکه هنوز الگوی سنتی «مرد نان آور» در جامعه نقش پررنگی دارد و بیکاری مردان بیشتر به تعارضات خانوادگی منجر می شود.
برمبنای اطلاعات عرضه شده در این مطالعه، بیکاری در اقتصاد جهانی شده امروز، تجربه ای رایج اما همچنان منفی است. از دست دادن شغل فقط به مفهوم قطع درآمد نیست، بلکه با از دست رفتن هویت شغلی، موقعیت اجتماعی و احساس ارزشمندی فرد همراه می باشد. خیلی از افراد بیکارشده علاقه ای به بیان وضعیت خود ندارند و تلاش می کنند بیکاری را پنهان کنند تا از برچسب «شکست خورده» یا «وابسته» دور بمانند. این پنهان کاری خود می تواند به انزوای اجتماعی و تشدید مشکلات روانی منجر شود.
از طرف دیگر، یافته های فوق که در فصلنامه «مسائل اجتماعی ایران» وابسته به دانشگاه خوارزمی انتشار یافته اند، نشان می دهند زمانی که جامعه مسئولیت بیکاری را بطور کامل بر دوش فرد می گذارد و نقش ساختارهای اقتصادی و سیاستگذاری ها نادیده گرفته می شود، شدت شرم اجتماعی بیکاری افزایش خواهد یافت. در چنین شرایطی، فرد نه فقط با مشکلات اقتصادی دست وپنجه نرم می کند، بلکه باید بار سنگین قضاوت و سرزنش اجتماعی را هم تحمل کند.
محققان در آخر به این نکته اشاره کرده اند که توجه به این ابعاد اجتماعی و جدی گرفته شدن آنها توسط مسئولان امر، می تواند به طراحی سیاستها و برنامه های حمایتی مؤثرتر برای کاهش صدمه های بیکاری کمک نماید.
به طور خلاصه به گزارش اپتیک به نقل از ایسنا، بیکارشدن و از دست دادن شغل در دنیای امروز به پدیده ای فراگیر تبدیل گشته است. این وضعیت در کشورهای مختلف به شکل های متفاوتی بروز می کند؛ در تعدادی جوامع نتیجه انعطاف پذیری بازار کار است و در تعدادی دیگر، پیامد بحران های اقتصادی و توسعه نامتوازن. این وضعیت به ویژه برای مردان شدیدتر گزارش شده است؛ چراکه هنوز الگوی سنتی مرد نان آور در جامعه نقش پررنگی دارد و بیکاری مردان بیشتر به تعارضات خانوادگی منجر می شود.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
نظر شما در مورد این مطلب
نام:
ایمیل:
نظر:
سوال:
= ۹ بعلاوه ۴